دلتنگی

دلتنگ تر از تُنگی و ماهی ها من

پوسیده تر از دفتر کاهی ها من

من هر چه بگویم از خودم کم گفتم

وامانده ی این همه دو راهی ها من

/ 71 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی

ضربه ات کاری بود دل من سخت شکست چه زشت،به گاهی که دلم می گیرد پیش خود می گویم آنکه جانم را سوخت یاد می آرد از این بنده هنوز ؟ سلام خوبی اپ جدید گذاشتم منتظرم بدوبیا البته اگه دوست داری . خوشحال میشم

زینب گلی

سلام شما خودتونو هم برای خوندن شعراتون دعوت میکنید؟؟؟ جریان این پرچم ها چیه کنار کامنتا؟؟؟

سهیلا طاوسی

سلام دعوتید به خوانش دو شعر بی صبرانه منتظرم[گل]

غزل باراني

براي انتخاب جمله درست بايد اول ببيني كدوم روونتر و به محاوره خودت نزديكتره اينكه بگي همه ميدوني كه همه ي درسته اما در مورد رباعي قبلي گفتي ماهي ها من... خب ماهي ها جمعه و تو يه نفري ژس سنخيتي نداره حالا ببين: دلتنگ تر از تنگم و ماهي بودي ژوسيده تر از دفتر كاهي بودي من هر چه بگويم از خودم كم گفتم وامانده شدم فقط دو راهي بودي البته به عنوان مثال گفتم فقط فقط سطرهارو جفت و جور نكن تمام مصرع ها رو بسنج توي رباعي يه مصرع ضربه زننده است كه ممكنه هر مصراعي باشه و حتمآ نبايد در مصراع آخر قرار بگيره ولي اگه واقعآ بخواي ميشه هر چهار مصراع رو جوندار كني و هر كدوم قوي باشن اينطوره كه رباعي شما خاص و متفاوت ميشه من هميشه رباعي هاتون رو دوس داشتم و دوس دارم آبديده تر بشن به اميد موندگاريتون شاعر[گل]

غزل باراني

ميبينم كيبوردم كاملآ تعطيل شد خودت كه ميدوني منظورم چي بود؟ [چشمک]

پلاک14

تاریخ تولد من و نوح یکی است انگار که من تصاعدی پیر شدم سلام ممنون از دعوتتون زیبا بود در پناه حق

بينام

سلام دلنشين بود لذت بردم موفق باشي[گل]