سلام اه چقدر زود گذشت همین دیروز بود آری ... همین هشت نه سال پیش که فعالیت شعری را تو وب شروع کردم هر چند به خاطر برخی مسائل برخی شعر هام را حذف کردم و این یه خلاصه ای از اون وبلاگ قدیمی است  به هر حال چند سالی هست که از وبلاگ نویسی دور شده ام هر چند دیگر رونقی ندارد و بیشتر شاعران در فیس بوک فعالیت می کنند ولی به هر حال می خواهم  به توصیه دوستان عمل کنم و چند رباعی بزنم و بروز شوم.

یک عصر دگر من ایستگاه اتوبوس

باخستگی تن ایستگاه اتوبوس

این حلقه تکرار مرا خواهد کشت

سرویس شد این دهن ایستگاه اتوبوس

 

سر درد گرفته ام من استامینوفن

تب -لرزه گرفته این تن استامینوفن

یک بسته مسکن قوی ام بدهید

بنداز به صد ها لجن استامینوفن

 

پیچیده ترین عنصر یک مسله ام

از دست خودم چقدر بی حوصله ام

با خاک برابر شده ام دلتنگم

انگار که تهران پس از زلزله ام

 

دنیا که به کام ()کاسه لیسان چرخید

هر روز به زخم ما نمک می پاشید

دارند به ریش من وتو می خندند

باید به سگی زندگی شان ....

/ 58 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
روح الله احمدی/ بلبل

سلام خواندمتان ممنونم. رباعی های دی نبودند اما انتظار بیشتر از اینها هم بود. شاد باشید شاعر

احمد رضا

سلام عزیز ... محمود جان از محبتت ممنونم ... با افتخار خوندمت و بی تعارف لذت بردم ... ذوق رو یقینا داری ... طبعت روونه ... مطمئنم آینده تابانی خواهی داشت . چند نکنه به ذهنم رسید ... میگم خدمتت : 1 : استفاده از کلمات و ترکیبات تازه حتما نشانه زیبایی و تازگی شعر نخواهد بود ... مصراع آخر رباعی اول علاوه بر شکستگی وزنی که داره کمی هم از قالب شایسته معنایی و مفهومی رباعی می کاهد . علاوه بر اینکه رباعی چیز خاصی را به مخاطب تقدیم نمی کند ... مخاطب فقط میخواند و می رود ... بی آنکه چیز دندان گیری به چنگ آورده باشد . 2 : رباعی دوم هم علاوه بر شکستگی وزن دوباره به همان مشکل دچار است و مفهوم و درونمایه ی درستی ندارد .

احمد رضا

3 : رباعی سوم خوب است ... زیبا ست ... کامل است ... بی شکستگی وزن . می شود در زمره ی یک رباعی انتقادی به آن نگریست و این عالی به نظر می رسد . 4 : در رباعی چهارم همه چیز تمام می شود ... مفهوم ... کلام ... زیبایی و ... در حد کمال است . افرین ... افرین ... 5 : رباعی آخر می شد بهتر باشد . به شرطی که روی مصراع آخرش کار کنی ... شاشیدن روی سگی زندگی معنی نمی دهد ... جمله درست این است که مثلا : بروی زندگی سگی فلان کس باید شاشیدم . من پیشنهاد می دهم چیزی در این مایه جایگزین کنی که : دارند به ریش من و تو می خندند باید که به شانس لعنتی شان شاشید بهت تبریک میگم ... کمی اگر روی اوزان بیشتر تمرکز کنی بی نهایت برای سرودن حرف تازه خواهی داشت . موفق باشی رفیق

منوچهر رضابیگی

جناب ذبیحی، رباعی های زیبایی در وبلاگ شما خواندم. دست شما درد نکند. تنها این نکته به نظرم رسید که سعی کنید به جای استفاده از ضمایر اشاره ( مخصوصن این ! و ...) ترکیب سازی و تصویر سازی بکنید که زیبایی رباعی ها چشم گیر تر شوند! موفق باشید!

مرکحا

سلام دستت درد نكند سروده ات خوبو عالي بود لذت بردم مانا باشي[گل]

لیلا حسنوند

سلام جناب ذبیحی گرامی تشکر که اطلاع دادید. لینک شما بازیابی شد ... با عرض پوزش در ردیف کردن اسامی حذف شده

بهناز

قشنگ بودن[دست] یه نیگا به تاریخ پست قبل انداختم...اووووه بعد از حدود 7 ساااااال...[اوه] برگشتتون رو تبریک میگم[لبخند] راستی رباعی با ردیف نقطه سر سطر نوشتین؟

محمد حسن اسفندیارپور

سلامی به عطر بارن بروز هستم و منتظر مهربانی شما هر چند در سوخته ای در بغل توست باران کبوتر نفسی از غزل توست زنبور گرفتار و غزلوار و به تکرار در وسوسه ی طعم نگاه عسل توست

مهدی سیدحسینی

سلام نه دهن ایستگاه اتوبوس "ه" دهن اضافه است