سلام

السلام علیک یا ابا عبدالله

بر پیکر پرپرت سراسر نیزه

محراب تو قتلگاه و منبر نیزه

ای غرقه بخون تر از حوالی غروب

قران شهیدی  تو ولی بر نیزه

 

هفتاد و دو خورشید به خون پر پر زد

 از حنجره ها طلوع دیگر سر زد

 مردی که از آستین او صبح چکید

 در ظهر عطش به جان شب خنجر زد

 

 

 

 

 

/ 60 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حسین رجب دری

سلام و عرض ادب با پنج رباعی به روزم و منتظر خوانش و نظر ارزشمندتان

نرگس

سلام قلمتان همیشه پابر جا عالی بود

مهسا زهیری

سلام از خواندن رباعی ها لذت بردم تاثیرگذار بودند ممنون

مریم پیله ور

سلام ممنون از لطف و دعوت خیلی خوب وبد بخصوص رباعی اول موفق باشید

بهنازجعفری

سلام ممنون از دعوتتون رباعی های زیبایی خوندم ولذت بردم نویسا باشید

مصطفی موزانی

درود به تو محمود ذبیحی عزیز . دوباره خواندمت و لذت بردم . به روزم با چهار رباعی . پاینده باشی

سعید بخشنده

سلام " من حرف های خوب بلد نیستم ... " به روزم و چشم به راه حضور و نقد شما دوست [گل]

محمد اشرف آذر

سلام بر شاعر توانا و زبر دست ! می شود آیا هنوز هم اینگونه رباعی گفت و به چنین شگرد های شاعرانه دست زد ؟ کای شاش شما قبلن می یافتم ... اما شاید هنوز هم زمان نگذشته باشد ... لذت بردم و کیف کردم ... با افتخار لنک تان می کردم ... منم با چند رباعی بروزم ... منتظر نقد و نظر تان می مانم