ولی بعد از جنگ

برجی بخدا ساخت ولی بعد از جنگ
تا مرز خطر تاخت ولی بعد از جنگ
خون می چکد از سینه اروند هنوز
چه چفیه ای انداخت ولی بعد از جنگ


غلتید به موج موج خونش هرچند
جاری شده است در رگان اروند
می سوزم و می سوزی و می سوزد که
از آتش این جنگ چه نان ها پختند

/ 26 نظر / 43 بازدید
نمایش نظرات قبلی
جواد حاجی زاده

ضمن عرض ادب و سلام و با آرزوی بهترین ها برای شما در این ایام نورانی به روزم و منتظر نظرات ارزشمند شما موفق و پیروز باشید

آرتیکاس بحرانی

سلام جناب ذبیحی- با یک رباعی به روزم تشریف بیاورید جهت خوانش و نقد و نظر. خوشحال میشوم. مانا باشید

جشنواره بزرگ كتابخواني مجازي

دوست بزرگوار جناب محمود رسما"از شما دعوت می شود تا در "جشنواره بزرگ کتابخوانی مجازی"شرکت فرمائید. مایه مسرت ما خواهد بود اگر به عنوان همکار افتخاری در اجرای اين جشنواره همکار ما باشید

جواد حاجی زاده

ضمن عرض ادب و سلام و با آرزوی بهترین ها برای شما به روزم و منتظر نظرات ارزشمند شما موفق و پیروز باشید

بهنازجعفری

سلام ممنون از دعوت سبزتو کارای خوبی بودن نویسا باشید

غزل باراني

سلام دوست مرسي لذت بردم از رباعي هاي زيباتون شاد باشي [گل]

محمد حسن اسفندیارپور

سلام بروز هستم رودها پشت قدم های تو تکثیر شدند چه هبل ها که به نام تو زمین گیر شدند قسمت این بود که بتخانه فراموش شود آتش جهل به دستان تو خاموش شود

جواد حاجی زاده

ضمن عرض ادب و سلام و با آرزوی بهترین ها برای شما به روزم و منتظر نظرات ارزشمند شما در این ایام عزیز دعا بفرمایید موفق و پیروز باشید

سجاد حقیقت شناس

سلام ببخشید که دیر اومدم متوجه کارا نشدم فکر میکنم یه ذره ارتباط مصرع ا با هم کمه

صبا کاظمیان

درود آقای ذبیحی سپاسگزارم از لطف و حضورتون رباعی های دلنشینتون رو خوندم نگاه رندانه ای به معضلات امروز اجتماع دارید با زبانی سیال و آهنگین که زیبایی و تاثیر اون رو دوچندان کرده است برقرار باشید