سلامی دوباره به دوستان عزيز متاسفانه به علت دزديده شدن سيستمم نتوانستم مدتی را در خدمتتان باشم حالا هم از کافی نت دارم ارتباط برقرار ميکنم به هرحال قبل از فرا رسيدن سال نو به همهشما  اين سال جديد را  تبريک ميگويم و فعلا  اين غزل را بخوانيد ببينيم تا بعدا چه بايد کردمشکل ديگر اينکه سيستم اين کافی نت p

ندارد هر جا که لازم بوده که ( ب) را  p بخوانيد

دوباره چشم من به ره سبيد شد نيامدی

دلــم از انتـــظار نااميــد شــد نيامــدی

چه قطره های خون از اين نگاه زرد می چکد

دوباره بغض زخمی ام شهــيد شد نيامدی

ز دشت دشت اين زمين هزار کربلا دميد

و شام تيرگی بر از يزیـــد شد نيامدی

خزان گذشت و بی تو يک بهار واقعی نبود

چه سالهای کهنه ای جديد شد نيامدی

غزل غزل سرودمت به شور و شوق مولوی

دگر زبان سرخ من کــليد شد نيامدی

به سو سوی ستاره ها زمان شماره می کنم

ستاره ی اميــد نا بــديد شــد نيامـدی

کدام زخم ملتــهب تر از تمام زخمهاست

همين که درد بی کسی شديد شد نيامدی

هزار باغبان به باغ وعده های بوچ داد

تمام وعده هايشان وعـيد شد نيامدی

غروب جمعه های ما طلوع انتظار شد

و چشم ها به جاده ها سبيد شد نيامدی

 محمود ذبيحی