بنام خدا

مقدمه 

رباعی یک قالب ایرانی است که حدود نهصد سال قدمت دارد ایجاد وزن رباعی را به رودکی نسبت می دهند و می گویند یک بار از کوچه ای می گذشت و دید بچه ها در کوچه گردو بازی می کنند و کودکی گردویی را داخل چاله هدف می اندازد و پس از آن می گوید "غلتان غلتان همی رود تا بن گود" او از این کلام خوشش می اید و رباعی را وارد شعر فارسی می کند . البته برخی نیز آن رابه شعرای دربار یعقوب لیث نسبت می دهند.اما این داستان را بیشتر شبیه افسانه می دانند و آیا بلاخره وزن  رباعی "لاحول ولاقوه الا باالله" است یا آن چیزی که رودکی گفت  عروض‌دانان قدیم، وزن رباعی را در دو شجره اخرب و اخرم قرار داده‌اند که از آن 24 وزن منشعب می‌شود. دکتر شمیسا، برای رباعی یک وزن برشمرده و معتقد است از آن یازده وزن فرعی به دست می‌آید.

وزن رباعی:
از خوشایند ترین اوزان شعر فارسی ؛ وزن رباعی است. یکی از عروض دانان اصل  وزن  رباعی را حاصل از تکرار (( مستفعل مستفعل مستفعل فع )) می داند.  این وزن اگر به این صورت اصلی پذیرفته شود از قلب هجای  2 و 3 در رکن دوم حاصل  می شود یعنی دومین رکن به صورت (( فاعلات )) در می آید. از طریق ابدال دو هجای کوتاه به یک هجای بلند هم رکن (( مفعولن )) حاصل می شود.
از وزن اصلی 7 گونه مشتق می شود و از گونه ی اصلی 3 وزن.


1)- اصل وزن: مستفعل مستفعل مستفعل فع
  ­ - - ن ن/ - - ن ن/ - - ن ن/-

تقدیر که بر کشتنت آزرم نداشت(خیام)

یک روز بیا فاصله ها را بشکن (محمود ذبیحی)

در حنجره ها لحن صدا خط خطی است  (محمود ذبیحی)    

2)- مفعولن مستفعل مستفعل فع
                       - - -/ - - ن ن/  - - ن ن/ -    
خاقانی را طعنه زنی چون دم تیغ

شاید با لبخند بلیغی بخورد  (محمود ذبیحی)     

با دو فنجان قهوه ی تو می شنوم(محمود ذبیحی)


3)- مستفعل مفعولن مستفعل فع                        
­- - ن ن/  - - -/- - ن ن/- 
خرسند همی بودم در دام تو من


4)- مستفعل مستفعل مفعولن فع                         
- - ن ن/ - - ن ن/ - - -/-

امروز ترا دسترس فردا نیست(خیام)

  
5)- مفعولن مفعولن مستفعل فع                            
- - -/ - - -/  - - ن ن/ -
با یارم می گفتم در خشم مرو

سیصد سالی خوابیدم تا برسی(محمود ذبیحی)


6)- مستفعل مفعولن مفعولن فع                            
- - ن ن/ - - -/ - - -/-
گفتم که سرانجامت معلومم شد


7)- مفعولن مستفعل مفعولن فع                            
- - -/ - - ن ن/ - - -/-
تا بتوانی خدمت رندان میکن

گندم زاری خشک که ته سیگاری (بیژن ارژن)

حالی خوش دار این دل پر سودا را(خیام)

بطری بطری نامه به دریا می ریخت (بیژن ارژن)
8)- مفعولن مفعولن مفعولن فع                               
- - -/ - - -/ - - -/-
گفتا دارم گفتم کو؟ گفتا اینک

امروز او را از بالا می خواهند(محمود ذبیحی)

باران باران باران باران باران
9)- گونه اصلی: مستفعل فاعلات مستفعل فع
­    - - ن ن/- ن- ن/ ­- - ن ن/-

هنگام سپیده دم خروس سحری(خیام)


10)- مفعولن فاعلات مستفعل فع                            
- - -/- ن- ن/ ­- - ن ن/-    
عمرت تا کی به خودپرستی گذرد؟

دیشب باران قرار با پنجره داشت (قیصر امین پور)

مرغی دیدم نشسته بر باره طوس (خیام)

فردا باشد بهشت همچون کف دست (خیام)

با فنجان های قهوه ات می شنوم(محمود ذبیحی)

می پرسیدی که چیست این نقش مجاز (خیام)


11)- مستفعل فاعلات مفعولن فع                             
- - ن ن/- ن- ن/ ­- - -/-
راز از همه ناکسان نهان باید داشت

هر چند هنوز اول آبان است(بیژن ارژن)

معلوم نشد که او کی آمد کی شد (خیام)
12)- مفعولن فاعلات مفعولن فع                               
- - -/- ن- ن/ ­- - -/-
تا هشیارم طرب ز من پنهان است

باور کن لاک پشت شاید امشب(محمود ذبیحی)

لیوانها با دهان خواهش خاموش (بیژن ارژن)

جای پای تو شیشه ای خواهد شد (بیژن ارژن)
آدم برفی چکار کردی با من
(بیژن ارژن)

گوش عالیجناب ها سنگین است(محمود ذبیحی)

خاکی بودم به گریه سنگم کردی(بیژن ارژن)
کاربرد گونه های مختلف وزن رباعی در گذشته شعر فارسی:
گرچه گونه های مختلف وزن رباعی را 12 تا دانسته اند اما گونه های شماره ی (( 5 )) و (( 8 )) عملا بکار نرفته است و کثرت کاربرد وزن رباعی به ترتیب اولویت چنین است :

(( 9 )) ؛ (( 11 )) ؛ (( 1 )) ؛ (( 4 )) ؛ (( 10 )) ؛ (( 12 )).

گونه های کم کاربرد وزن رباعی هم چنین است :

(( 3 )) ؛ (( 2 )) ؛ (( 7 )) و (( 6 )) .

به هرحال شاعر در وزن رباعی آزادی بسیاری دارد که می تواند هریک از چهار مصراع رباعی خود را در یکی از گونه های وزن رباعی بسراید بدون اینکه در وزن شعر خللی وارد آید.
و با توجه به قانون ضرب از لحاظ وزنی 20736 = 12*12*12* 12نوع رباعی می توانیم داشته باشیم    

تشخیص وزن رباعی
باید توجه کنید که در وزن رباعی رکن اول و سوم مستفعل یا مفعولن است و رکن دوم مستفعل یا مفعولن یا فاعلات می باشد