سلام به همه دوستان شاعر و غير شاعرم که به کلبه من سر ميزنند و شعر های مرا(البته اگر شعر باشند)می خوانند . اميدوارم که از اين پس هم بيايند و با نظراتشان زمينه رشد بيشتر را برای من فراهم آورند و وبلاگم را به ديگران هم معرفی کنند(پيام بازرگانی!) که از اين سوت کوری بيرون بياييم اين غزل جديد را فعلا بخوانيد.

غزل بانو

دوباره چشم به راهم تو را غزل بانو

به دره های سکوتم بيــا غزل بانو

ميان خاطره هايی که سنگ بارانند

بيا که می شکنم بی صدا غزل بانو

تو آفتابی و در جاده های برفی شهر

نمانده از تو نشان،رد پــا غــزل بانو

بخوان دوباره تو در اين سکوت وهم انگيز

سرود سبز شکفتن ،دعا غـــزل بانــو

تويی زلال ترينم غزل ـ قصيده ی من

بگو غزل بسرايم ـ و ـ يا غــزل بانو

قفس قفس دل من بی شما به تنگ آمد

بگـو که پر بگشايم کجــا غزل بانو

ببر دوباره مـرا تا " جنــوب چشمانت  " 

به سمـت آبی درياچه تـــا غزل بانو

تمام ثانيه ها را مـرور می کـردم

شکفته ياد تو در لحظه ها غزل بانو

دوباره آخر حرفم ـ و ـ حرف آخر من

خلاصه همه دنيا: خـــدا ،غــزل بانو

 " طلوع پشت غروب و غروب پشت طلوع "

هميشه چشم به راهم تو را غزل بانو

محمود ذبيحی